? >>رجز خوانی جدید موسوی:حرکتی که آغاز شده برگشت ناپذیر است! - سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ خامنه ای حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُــمْ خامنه ای
X
تبلیغات
رایتل

 

>>رجز خوانی جدید موسوی:حرکتی که آغاز شده برگشت ناپذیر است!

پنج‌شنبه 27 اسفند‌ماه سال 1388

رجز خوانی جدید موسوی در ملاقات با اعضاء حزب مشارکت 

 

 

موسوی با بیان اینکه «سال آینده سال صبر و استقامت است» و «زندان دیگر خاصیت و اثر خود را در مقابله با جنبش از دست داده» اظهار داشت: اگر روزنامه ها را نبسته بودند، اگر محدودیت ایجاد نکرده بودند و فضا را کمی باز گذاشته بودند، مردم خیابان ها را خالی می کردند]!؟

شماری از اعضای حزب مشارکت و میرحسین موسوی طی ملاقاتی سعی کردند به یکدیگر دلداری بدهند. شیرازه سازمان فتنه به ویژه با حماسه بزرگ ملت در 22 بهمن دچار به هم ریختگی شده و روحیه فعالان فتنه به شدت به هم ریخته است.
موسوی در این ملاقات گفت «اوج حضور مردم در راهپیمایی روز 25 خرداد بود که باید تأکید و تکرار زیادی روی آن کرد و نگذاشت به فراموشی سپرده شود. مردم آن روز مراقب شعارهای خود بودند اما متاسفانه در انتها، آن حادثه تلخ رخ داد و آن روز را تلخ کرد.» موسوی توضیح نداد چرا آن تجمع - که برخاسته از القای پرحجم تقلب در انتخابات بود- هرگز تکرار نشد و فتنه گران به طور مرتب دچار بی اعتمادی مردم و ریزش وسیع نیرو شدند تا جایی که در روزهایی مانند 16 آذر، عاشورا و سرانجام 22 بهمن انگشت نما و منزوی شدند.
این نامزد آلت دست حزب مشارکت با دفاع از این حزب که سال ها پیش تا مرز خروج از حاکمیت، ترویج لزوم تغییر قانون اساسی، مخالفت با اصول خط امام و همراهی با مطامع بیگانگان در کشور پیش رفت، اظهار داشت: مخالفان با اتهامات و برچسب زدن ها تلاش کردند سران و متفکران جنبش و از جمله اعضای مشارکت را به جاهایی بچسبانند که مردم نمی پسندند. البته حزب مشارکت در معرض بیشترین فشارها بوده و نسبت های نادرست و ناروا به آن داده شده است. ما نباید در مقابل این تهمت ها و بی اخلاقی ها حالت انفعالی بگیریم. بنده این را مطرح کردم که گروهی می گفتند مشروطه باعث خوشحالی انگلیس بوده و از قول مرحوم آخوند خراسانی گفتم که هر کاری ما بکنیم ممکن است روس ها یا انگلیسی ها اظهار خوشحالی بکنند و اگر این طور باشد پس ما نباید کاری بکنیم؟ نه ما نباید براساس خوشحالی و بدحالی بقیه، کارها و برنامه های خود را تنظیم کنیم.
موسوی اضافه کرد: اطلاعات رسیده به ما می گوید که مخالفان راجع به وقایع و جریانات پس از انتخابات یک افسانه ساخته اند و ظاهراً خودشان هم این افسانه را باور کرده اند و افراد و احزاب را با قلب اطلاعات در جایگاه هایی که می خواهند می نشانند، در این داستان برای هرکس و هر حزب یک نقش قائلند که اینها را وابسته به خارج نشان دهند. آنچه ما باید انجام دهیم اینکه تلاش کنیم نشان دهیم که این حرکت یقیناً وابسته به بیگانه نیست، منافاتی با دین ندارد و در راستای زنده کردن قانون اساسی و احیای اسلام رحمانی است ... باید به گرایش مذهبی مردم توجه تام داشت ما همه مذهبی هستیم اما صرف اینکه مذهبی هستیم کافی نیست، تبلیغات پرشدتی که در جامعه به راه انداخته اند برخی ها را دچار تردید کرده است به طوری که گاهی من با برخی افراد روحانی و مذهبی که به خوبی من را می شناسند صحبت می کنم گمان می کنند که پشت پرده اتفاقاتی افتاده و ما تغییر کرده ایم، اما وقتی با آنها صحبت می کنم و توضیح می دهم آرام می شوند. ما باید مردم را توجیه کنیم که اینگونه نیست و اینها دروغ و تهمت هایی بیش نیست.
موسوی با بیان اینکه «سال آینده سال صبر و استقامت است» و «زندان دیگر خاصیت و اثر خود را در مقابله با جنبش از دست داده» اظهار داشت: اگر روزنامه ها را نبسته بودند، اگر محدودیت ایجاد نکرده بودند و فضا را کمی باز گذاشته بودند، مردم خیابان ها را خالی می کردند]!؟[
وی در ادامه روحیه دادن به خود و حامیان حزبی اش گفت: حرکتی که آغاز شده برگشت ناپذیر است.
موسوی همچنین با تخطئه سیاست خارجی جمهوری اسلامی در برابر رژیم های استکباری، مدعی شد جمهوری اسلامی ماجراجویی و دشمن تراشی می کند.
همزمان با اظهارات موسوی، سایت وابسته به وی (کلمه) به جای حمله به حلقه ها و گروهک های گوناگون ضدانقلاب که طی ماه های اخیر مرتباً از وی تحسین و تمجید و جانبداری کرده اند، به کیهان فحاشی کرد که چرا این خبرها را منتشر می کند. کلمه ادعا کرد حوادث پس از انتخابات در راستای اصلاح طلبی بوده اما امثال رضا پهلوی و فرح پهلوی به خاطر هراس از منزوی شدن اقدام به حمایت از جنبش سبز کرده و توافق نانوشته ای با کیهان پیدا کرده اند.
درباره مجموعه این دعاوی چند نکته قابل توجه است که ظاهراً به عمد مغفول واقع می شود و آن اینکه اولاً باید پرسید حضرات در مشی و منش خود چه کرده اند که در نگاه افکار عمومی، اتهام ضدیت با مذهب، همسویی با بیگانگان به آنها می چسبد. در روز قدس به نفع اسرائیل و روز 13 آبان به نفع آمریکا شعار نداده اند که داده اند. عکس امام را آتش نزده اند که زده اند. حرمت عزای امام حسین(ع) را در روز عاشورا نشکسته اند که شکسته اند و با بلاهت و لجاجت تمام عناصر حرمت شکن وابسته به بهائیت، منافقین و سلطنت طلبان را «مردم خداجو» نخوانده اند که خوانده اند. مقابل قانون و دموکراسی و جمهوریت، گردن کلفتی نکرده اند که کرده اند. فرصت آدم کشی و جنایت را برای تروریست ها فراهم نکرده اند که کرده اند و... آیا با فهرست قطور خیانت، مردم حق ندارند این جریان را فتنه بنامند و با بدگمانی و انزجار به آنها بنگرند؟!
ثانیاً اگر آقای موسوی ذره ای به خط امام و اصول استقلال و عزت و شرف انسانی پایبندی داشت، نمی گفت خوشحالی مستکبران به ما چه؟ چرا مستکبران حتی یکبار از جمهوری اسلامی و ملت ایران تمجید نمی کنند و تصادفاً سران رژیم صهیونیستی و آمریکا و انگلیس و سلطنت طلب ها و منافقین تروریست و... مکرراً امثال موسوی و کروبی را شجاع و دموکرات و آزادیخواه و الهام بخش - و انواع اوصاف نچسب دیگر- می خوانند. و مگرنه اینکه حضرت امام رضوان الله تعالی علیه فرمود هرگاه دشمن از شما تعریف کرد، باید نگران شوید و از خود بپرسید چه کرده ایم که دشمن تعریف می کند؟! چرا این حضرات حاضر نیستند حتی یکبار صراحتاً علیه آمریکا و اسرائیل و انگلیس موضع بگیرند بلکه از جنبش رنگین کمانی با حضور همه گروهک ها سخن می رانند؟
ثالثاً افسانه را چه کسی ساخت و خود را فریب داد که اخذ آرا تمام نشده در جمع خبرنگاران خارجی گفت من برنده شده ام و اگر غیر از این باشد تشنج پیش خواهد آمد. حمایت روشن بی بی سی انگلیس و صدای آمریکا و ده ها رسانه های مشابه به انضمام مقامات ارشد غربی از اغتشاش و آشوب و تاکید بر وقوع تقلب در انتخابات ایران، افسانه بود یا حقیقت؟ ملت ایران متوهم شده بودند که حماسه معجزه آسای 9دی و 22بهمن را در جای جای میهن اسلامی رقم زدند یا آن رجل سرخورده ای که پس از 10 روز سکوت و انفعال و چک کردن تمام تبلیغات رسانه های ضدانقلاب غربی، مانند طوطی ادعای بیگانگان را تکرار کرد و مدعی شد مردم را با قطار و اتوبوس و فشارهای اداری از شهرهای دیگر به تهران آورده بودند! و تظاهرات مهندسی شده بود؟!
رابعاً امروز کدام روحانی و عالم دینی است که ذره ای حمایت از فتنه سبز کند؟ البته امثال آقای کدیور یا کروبی یا یکی دو نفر روحانی نمای بازیچه اطرافیان را می توان پیدا کرد که حامی فتنه باشند اما قاطبه روحانیت به چشم خیانت و افساد و جاه طلبی و قربانی کردن حقوق مردم پای مطامع خود، به شما می نگرند.
خامساً افراطیون مدعی اصلاح طلبی قریب 8-7 سال است که یکی پس از دیگری از رأی و ایمان و بصیرت ملت ایران ضربه می خورند و باز برای حفظ روحیه می گویند «حرکتی که آغاز شده برگشت ناپذیر است»! یا به قول آقای موسوی «مردم خیابان ها را خالی نکرده اند»! برگشت ناپذیری گذشته سخنی قطعی است اما با این توجه که خوش بینی و حسن ظن نظام و مردم به جریان قانون شکن و منافق، تجدید نخواهد شد و اتفاقاً مردم و حاکمیت، منافقین را در خوب موضعی پیدا کرده اند.
و سرانجام اینکه، حمایت جبهه ضدانقلاب- از سران استکبار گرفته تا سران گروهک ها- از فتنه سبز و سران آن با اشاره به اعمال خیانت آمیز فتنه گران است و این را نه می توان انکار کرد و نه می توان به نام «تله گذاری برای جریان اصلاحی در کشور» جا زد! وقتی فتنه سبز روی جمهوری اسلامی خط می کشد، به جنگ انتخابات و جمهوریت برمی خیزد، به ترویج منطق بهائیت و حجتیه و مارکسیست ها و سلطنت طلبان و لیبرال ها در نفی ولایت فقیه و جمهوری اسلامی و دفاع از سکولاریسم می پردازد، شعار نه غزه نه لبنان سر می دهد، تن به حکمیت قانون اساسی نمی دهد و بسته آنارشیسم و اغتشاش و فتنه را فراهم می کند، مقاومت جمهوری اسلامی در برابر فشارها را تخطئه می کند و... طبیعی است که با مدال شجاع جبهه ضدانقلاب مواجه شود. کدام یک از این رویکردها اسلامی، استقلال طلبانه، ملی و قانونی است؟

کیهان

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد