? >>نماز نشسته زینب در شب شام غریبان - سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ خامنه ای حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُــمْ خامنه ای
X
تبلیغات
رایتل

 

>>نماز نشسته زینب در شب شام غریبان

سه‌شنبه 7 آذر‌ماه سال 1391
نماز نشسته زینب(س) در شب شام غریبان

شب شام غریبان اهل بیت پیامبر است از غریبان بگوییم یا از مظلومیت از وفا بگوییم یا از پیمان‌شکنی از عطش بگوییم یا از آتش از عشق بگوییم یا از زینب خوب نامی به ذهنم آمد آری بگذار از زینبی بگوییم که پیام آور کربلا مرهون فداکاری های اوست بگذار از زینب بگوییم از رنج‌های زینب از غصه‌های زینب از قصه‌های زینب و از حماسه‌های زینب از دل زینب و امان از دل بی قرار زینب( س) اما از کدامین غم زینب بگوییم باید از کجای شام غریبان سخن گفت چه روضه‌ای باید خواند و مصیبت کدامین غریبان را بازگو کرد از بدن پاره پاره حسین علیه السلام بگوییم که عریان در قتلگاه افتاده و خون پاکش سم اسب ها را خونین رنگ کرده و یا از بدن عباس علمدار که نه سر در بدن دارد و نه دست یا از علی اکبری بگوییم که صورت پیامبر گونه اش را بر نیزه برافراشته اند یا از علی اصغر شش ماهه که اینک در گهواره خاکی خویش به خواب ابدی رفته آیا از یاران بدون سر حسین علیه السلام بگوییم که غریبانه در گوشه گوشه میدان جان باخته اند یا از کودکان حسین علیه السلام که غم یتیمی و اسیری را یکجا بر آنان وارد کرده اند امان از دل بی قرار زینب برادرانش از دست داد برادرزادگانش هم یک به یک به میدان رفتند و باز نگشتند و پسرانش که جلوی چشمان گریانش ذبح شدند حضرت زینب (س) از صبح تا عصر عاشورا داغ پنج برادر پنج برادرزاده چهار پسرعمو و سه پسرش را مشاهده کرد و شهادت دهها تن دیگر از بستگان و یاران برادرش را دید و شاید اینها همه در برابر رنج اسیری و در به دری که تازه از امشب آغاز شده بود بسیار اندک بود امشب تاریخ باید بداند که فرزندان علی (ع) بر حق بودند و در روز عاشورا پیام مهم عاشورا را در صفحات تاریخ حک کردند و زینب که حالا رسول کربلا شده است باید این پیام را به گوش تاریخ برساند او باید استوار بماند به استواری جبل النور تا پیام رسان کربلا باشد تا تاریخ را زنده نگه دارد او باید استوار باشد که اگر در کوفه به دست کودکان گرسنه خاندان رسول خدا(ص)‌ نان دادند نان را از دستشان بگیرد و بگوید صدقه بر خاندان پیامبر(ص) حرام است او باید همچون کوه استوار باشد تا در کاخ ابن زیاد صدایش را به حقیقت بلند کند و خطبه‌های علی (ع) رادر شهر غفلت زدگان زنده کند باید وقتی که یزید چوب بر دندان حسین (ع) می‌زند همچون شیر بغرد و صدای انتقام خدا باشد که در گوش سفاکان زمان باقی بماند و در تاریخ ماندگار شود آری زینب از امشب پیام آور کربلا شده است پیامی که تاریخ را رقم میزند و راه و مرام حسین را بر صفخاتش حک میکند امروز امام حسین با همین یاران اندکش مسیر تاریخ را عوض کردند و حالا زینب باید پیام آور این رسالت بزرگ باشد.

    آری امشب شام غریبان است که از یک سو بدن های زخم خورده و سر از بدن جدا شده شهیدان بر روی خاک فتاده و از سوی دیگر زنان مصیبت زده و از طرفی بانوی دل شکسته نزد تنها یادگار برادر در خیمه های سوخته او را دلداری می‌دهد زینب خسته است از فرط خستگی ناگه خوابش می‌برد و در عالم رویا مادرش را می‌بیند و می‌خواهد شکوه عاشورا را پیش مادر بیان کند که حضرت فاطمه (س) می‌فرماید تاب شنیدنش را ندارم چون هنگامی که سر از بدن فرزندم حسین جدا می‌کردند من حاضر بودم اکنون برخیز و سکینه را پیدا کن زینب یک دفعه برخاست هر چه سکینه را صدا کرد او را نیافت سپس با ام کلثوم به دنبال او گشتند و در نهایت عزیز پدر را نزدیک قتلگاه پیدا کردند که دستش را به سینه پدر چسبانده بود و با جسم بی سر درد و دل می‌کرد.
    امشب شام سیاه غریبان است اینک حال زینب را تصور کنید از یک ‌سو شاهد این مصیبت‌های پی در پی و جانسوز است از سوی دیگر باید مراقب فرزند بیمار برادر باشد و از سوی دیگر باید دختران و زنان حرم را از بیابان‌ها جمع نماید و زیر خیمه‌های نیم سوخته گرد آورد صحرای کربلا می‌رفت که تاریک و تاریک‌تر شود و گرگان گرسنه در جای جای آن به دنبال دخترکان و طفلان می‌دویدند تا شاید گوشواره‌ای از گوش آنان بکشند یا خلخالی از پای آنان بربایند یا زینب (س) تو چه کشیدی در آن شب سیاه غریبان.
    زینب امشب نشسته نماز می‌خواند تا فردا که زنجیر به دستانش میزنند و بر شتران بی محمل سوارش میکنند او باید سالار قافله ی آزادگان دشت کربلا باشد و همچون سرو به بلندای نیزه‌ای که سر خورشید را بر خود جای داده است بایستد آری او باید بایستد تا تاریخ بداتد که فرزندان علی(ع) بر حق بودند و این پیغام را باید رسول کربلا به گوش تاریخ برساند او باید همچون سرو بلند و آزاده در کنار سر برادرش بر نیزه بایستد تا رسالت تاریخی خودش را انجام بدهد.
    شب به نیمه رسیده است و زینب(س) در حال خواندن نماز شب است مانند هرشب اما این بار بی حسین (ع) ولی این نماز رنگ و بویی دیگر دارد لشکریان عمر سعد در اطراف حرم قدم میزنند هنوز صدای امام حسین (ع) در هنگام وداع در گوش زینب (س) میپیچد که میگفت خواهرم مرا در نماز شبت دعا کن.
    عمه زینب با اینکه در سن 55 سالگی قرار داشت و حدود 5 ماه از وطن خود دور شده بود و در مدت کمتر از نیم روز تعداد زیادی از برادران و برادرزادگان و عمو زادگان خود را در مقابل چشمانش با بدترین و فجیع ترین شیوه از دست داده بود و سوگ هر یک از آنان کافی بود هر انسان قوی و نیرومندی را به زانو درآورد او وظیفه داشت در چنین شرایط جسمی و روحی در میان دشمن و در حال اسارت که قلم از بیان آن عاجز است به پیام رسانی خون شهیدان کربلا و پرستاری و حمایت از امام زمان خود و دفاع از زنان و کودکان اهل بیت بپردازد.
    غروب عاشوراست خیمه‌های سوخته و و شبی تاریک و بغض‌آلود شام غریبانی را رقم می‌زند که زینب سلام الله علیها با این همه مصیبت جانکاه به یاری اهل حرم می‌شتابد و به امام خود دلداری می‌دهد و به راستی باید گفت امان از دل زینب دیگر از آن همه سرو صدا و ولوله خبری نیست گویا دشت نینوا به خوابی سنگین فرو رفته است اما در دل زنان و کودکان اهل بیت پیامبر خدا غوغایی است شب عاشورا با تاریکی خود در راز و نیاز زینب شریک می‌شود و زینب در این شرایط نماز شب خود را با حالتی نشسته اقامه می‌کند تا نشان دهد این شهادت‌ها برای ستون اسلام نماز بوده است از اینجاست که عاشورا در دل تاریخ می‌ماند چرا که اگر زینب سلام الله علیها نبود عاشورا نیز نبود یا زینب هنوز هم ندای تو در کاخ کوفه و در کاخ سبز دمشق و در گوش زمان می پیچد و غافلان را بیدار میکند.
    یا حسین از آن روز عاشورا به بعد هر کسی ندای هل من ناصر ینصرنی تو را میشنود لبیک گویان به طرفت میآید یا حسین پرچمی که در روز عاشورا در دشت نینوا در کربلا برداشتی هنوز برافراشته است و برای همیشه تاریخ در همه روزها و در پهنای همه سرزمین ها و دشت ها برافراشته شده است یا حسین صدای هل من ناصر ینصرنی ات هنوز در فضای جهان میپیچد و پیروانت روز به روز بیشتر و با اخلاص تر میشوند یا حسین عاشورای تو نقش پرچم شیعه شده است یا حسین (ع) بیا و ببین که اینک بعد از هزار و چهار صد سال و رسیدن به هزاره سوم و در این زمان عاشورا درسی و الگویی شده برای آزادگی و شرافت انسانی در همه زمانها و مکان های تاریخ ، پدرم و مادرم به فداى تو یا ابا عبدالله الحسین که با غمها و داغهاى فراوان شهید شدی پدرم و مادرم به فداى آن تشنه کامى ات که با لب تشنه سرت را بریدند پدرم و مادرم به فداى تو وقتی که قطرات خون از محاسن شریفت مى ریخت یا حسین مظلوم امشب زینب تنها و پر درد است چرا که امشب شب شام غریبان حسین است.


داریوش احمد رضا بهمنیار

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد