? >>همه چیز درباره مهره خاکستری و فرمانده پیاده نظام فتنه - سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ خامنه ای حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُــمْ خامنه ای
X
تبلیغات
نماشا
رایتل

 

>>همه چیز درباره مهره خاکستری و فرمانده پیاده نظام فتنه

یکشنبه 18 مهر‌ماه سال 1389

عالیجناب سایه //بازیگر پنهان// موسوی خوئینی ها  

 

 

هرچند شاید عده این بازیگردانان نسبت به مهره های شطرنج صفحه سیاست اندک باشد اما آنچه این بررسی ها را دشوار می نماید ناقص و پراکنده بودن اطلاعات در مورد چگونگی ایفای نقش اینگونه افراد در حوادث گوناگون است. و تنها با کنار هم چیدن قطعات جدا افتاده نقش این بازیگردانان در حوادث مختلف است که شاید بتوان پازل ایفای نقش آنها را تکمیل کرد

هر حادثه و واقعه تاریخی – سیاسی بازیگر یا بازیگرانی دارد که یکی از لوازم فهم حادثه شناخت بازیگران و چیستی نقش آنهاست اما مهم تر از شناخت بازیگران عیان شناخت بازیگران پشت پرده یا بازیگردانان ماجراها و وقایع است. این بازیگردانان و افکار و اندیشه های آنهاست که به مثابه نخ تسبیح برای حوادثی ست که گویا هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند و این بررسی نقش اینگونه افراد است سلسله حوادث و وقایع گوناگون را معنا دار می نماید. هرچند شاید عده این بازیگردانان نسبت به مهره های شطرنج صفحه سیاست اندک باشد اما آنچه این بررسی ها را دشوار می نماید ناقص و پراکنده بودن اطلاعات در مورد چگونگی ایفای نقش اینگونه افراد در حوادث گوناگون است. و تنها با کنار هم چیدن قطعات جدا افتاده نقش این بازیگردانان در حوادث مختلف است که شاید بتوان پازل ایفای نقش آنها را تکمیل کرد.

هر حادثه و واقعه ی تاریخی – سیاسی بازیگر یا بازیگرانی دارد که یکی از لوازم فهم حادثه شناخت بازیگران و چیستی نقش آنهاست اما مهم تر از شناخت بازیگران عیان شناخت بازیگران پشت پرده یا بازیگردانان ماجراها و وقایع است این بازیگردانان و افکار و اندیشه های آنهاست که به مثابه نخ تسبیح برای حوادثی ست که گویا هیچ ارتباطی با یکدیگر ندارند و این بررسی نقش اینگونه افراد است که سلسله حوادث و وقایع گوناگون را معنا دار می نماید هرچند شاید عده این بازیگردانان نسبت به مهره های شطرنج صفحه سیاست اندک باشد اما نقش آنها بسیار قابل توجه تر است آنچه این بررسی ها را دشوار می نماید ناقص و پراکنده بودن اطلاعات در مورد چگونگی ایفای نقش اینگونه افراد در حوادث گوناگون است و تنها با کنار هم چیدن قطعات جدا افتاده نقش این بازیگردانان در حوادث مختلف است که شاید بتوان پازل ایفای نقش آنها را تکمیل کرد یکی از این بازیگردانان که از وی به عنوان پدر خوانده ، پدر معنوی ، مرد خاکستری و... در جریان اصلاحات نامبرده میشود سید محمد موسوی خوئینی هاست . «سیدمحمد» فرزند «سیدحسین» در 31 فروردین 1320 در قزوین به دنیا آمد و در همان قزوین درس طلبه گی را آغاز کرد ، ایشان مانند بسیاری دیگر در سال های منتهی به انقلاب به مخالفت با نظام شاهنشاهی می پردازد و در دهه پنجاه در مسجد جوستان به تفسیر قرآن مشغول می شود که این کلاس های وی با دستگیری او توسط ساواک پایان می یابند بعد از آزادی از زندان به فرانسه مسافرت مینماید و جزء حلقه یاران امام در آنجا می گردد و در 12 بهمن با همان هواپیمای امام و همراه با بنی صدر و قطب زاده و شهید مطهری و حاج احمدآقا در خاک ایران فرود می آیند پس از پیروزی انقلاب نیز وی عهده دار مسئولیت نمایندگی حضرت امام و عضویت در شورای سرپرستی صدا و سیما ، عضو مجلس خبرگان ، نماینده تام الاختیار امام در بررسی صلاحیت داوطلبان اولین دوره ریاست جمهوری ، نماینده مجلس شورای اسلامی و عضو هیئت رئیسه مجلس اول ، نماینده امام و سرپرست حجاج ایرانی ، دادستان کل کشور ، عضو منتخب امام در نخستین دوره مجمع تشخیص مصلحت نظام ، عضو منتخب امام در شورای بازنگری قانون اساسی همچنین ریاست مرکز مطالعات استراتژیک ریاست جمهوری ، مدیر مسئول روزنامه سلام و رئیس مجمع روحانیون مبارز می شود در ادامه به بررسی نقش وی در برخی از حوادث مهم انقلاب می پردازیم

سالهای پیش از انقلاب ؛ تشکیل حلقه یاران : مهمترین فعالیت موسوی خوینی ها پیش از انقلاب مربوط به جلسات تفسیر وی در مسجد جوستان بود که جمعیت قابل توجهی در این جلسات حاضر می شدند جلسات تفسیر ایشان از دو جنبه حائز اهمیت است محتوای جلسات و ثمره جلسات . در بعد محتوا روشی که ایشان در تفسیر قران بکار می گیرند متاثر از ادبیات حاکم آن زمان و نتیجه نوع تفکر ایشان بوده است . ایشان نزاع و درگیری و مبارزه را به عنوان اصل حاکم و جاری در آیات قرآن میدانستند و سعی میکردند تمام آیات قران را بر همین اصل تفسیر نمایند و بر همین اساس بوده که ایشان به دام تفسیرهای مادی تفسیر به رای میافتند تا جایی که حتی خود ایشان هم به این نتیجه میرسند که نمی توان بر این اساس ، آیات را تفسیر کرد. در همان زمان وقتی روش تفسیر و آنچه ایشان در تفاسیر خود عنوان میکردند به شهید مطهری و شهید بهشتی میرسد هر دوی این بزرگواران به شیوه و محتوایی که ایشان در جلسات تفسیر خود ارائه می دادند اعتراض مینمایند اما از جانب ایشان توجهی به این اعتراضات نمیشود اما ثمره این جلسات را باید در حاضرین در این جلسات جستجو کرد در بین حاضرین در این جلسات نام افرادی مانند حبیب‌الله پیمان، محمد ملکی، محسن میردامادی، عباس عبدی جواد روشن‌ضمیر، ناصر خالقی و برخی از جوانان دیگری که بعدها حلقه اصلی دانشجویان پیرو خط امام را تشکیل دادند به چشم میخورد که بعدها در سایر حوادث نیز همراه موسوی خوئینی ها و همسوی وی عمل میکنند جلسات تفسیر تا زمان دستگیری ایشان در سال 55 ادامه پیدا میکند و ایشان توسط ساواک به اتهاماتی از جمله همکاری و کمک به سازمان مجاهدین خلق دستگیر می شوند آنچه در این ماجرا حائز اهمیت و مورد توجه است این است که این سالها که ایشان به اتهام همکاری با مجاهدین خلق دستگیر میشوند سالهای بعد از تغییر ایدئولوژیک سازمان و اعلام رسمی ایدوئولوژی مارکسیستی است هرچند ایشان این موضوع را رد میکنند اما با توجه به دقت ساواک در این مسائل به سادگی قابل رد نیست

تسخیر سفارت ؛ اولین فعالیت عملی : یکی از حوادثی که بسیار مهم و پر ابهام دهه اول انقلاب حادثه تسخیر لانه جاسوسی است این حادثه چه از نظر افراد برنامه ریز که حتی تا امروز نیز کاملا شناخته شده نیستند و چه از نظر اسناد کشف شده و مسائل پیرامون آن پر ابهام است . برای بررسی تسخیر سفارت باید به انجمن اسلامی توجه نمود که امام خمینی عده ای را به عنوان رابطین با انجمن انتخاب میشوند از جمله آقایان خامنه ای موسوی خوئینی و حبیبی ، بعد از اینکه پیشنهاد تسخیر سفارت در انجمن اجماع عمومی پیدا نمیکند گروه طرفدار تسخیر سفارت تصمیم میگیرند به تنهایی این کار را انجام دهند و با حذف و چشم پوشی از سایر گزینه هایی که از طرف امام برای مشورت به دانشجویان معرفی شده بود نزد استاد تفسیر سابق خود میروند و ایشان نیز بدون در میان گذاشتن این موضوع با امام و حتی با علم به این که امام با این امر مخالف هستند پیشنهاد دانشجویان را می پذیرد و ایشان را ترغیب به این امر میکنند از سوی دیگر نیز اگر به سخنان امام در آن دوران رجوع کنیم به صراحت امام موضوع حفظ نظم را مطرح میکنند و از مردم و دانشجویان میخواهند که به کارهای خود سرانه دست نزنند ، با تمام این احوال دانشجویان تصمیم خود را برای تسخیر سفارت عملی میکنند یکی از موضوعات جالب دیگر در ماجرای تسخیر سفارت مقاومت نکردن محافضان سفارت است در حالی که پیش از این نیز حمله به سفارت آمریکا صورت گرفته بوده و منطقا باید حفاظت بیشتری از سوی محافظین انجام میشد اما با کمترین مقاومت سفارت تقدیم دانشجویان میشود که این ماجرا با مدیریت فوق العاده امام تبدیل به یک فرصت برای انقلاب نو پا می شود . پس از تسخیر سفارت افشای اسناد آغاز میشود امام از دانشجویان میخواهد که تمام اسناد بی کم کاست افشا شوند اما در عمل چنین کاری از سوی دانشجویان پیرو خط امام صورت نمیگیرد آنچه در افشای اسناد قطعی ست نقش کلیدی موسوی خوئینی هاست که اسناد تا به تائید وی نمی رسید افشا نمیشد گذشته و این اسناد کاملا به صورت جهت دار افشا شدند همچنین بسیاری از اسناد از لانه خارج میشود تا اینکه برخی از اسناد سالها بعد در منزل شخصی یکی از افراد اصلی دانشجویان پیرو خط امام و نزدیک ترین افراد با موسوی خوئینی ها کشف شد . یکی از ابهامات مربوط با تسخیر لانه جاسوسی در ماجرای تائید صلاحیت بنی صدر خودنمایی میکند ، اسناد مربوط به بنی صدر از اولین اسنادی بود که کشف شد چرا که در گاو صندوق سفارت و یا بنا به نقلی بر اثر سهل انگاری کارمندان سفارت روی میز باقی مانده بود و کاملا سالم به دست دانشجویان می افتد اندکی بعد از این ماجرا موسوی خوئینی ها به عنوان نماینده امام در بررسی صلاحیت کاندیداها معرفی می شود و بنی صدر نیز برای کاندیداتوری اولین دوره ریاست جمهوری ثبت نام می کند و بی هیچ واکنشی از موسوی خوئینی ها تائید صلاحیت می شود و پس از اتفاقات مختلف به ریاست جمهوری انتخاب میشود و بهترین روابط را نیز با گروهک مجاهدین خلق برقرار می کند ، اما اندکی نمی گذرد که در زمان مطرح شدن عدم کفایت بنی صدر در مجلس ایشان به مخالفت با بنی صدر با استناد به اسناد لانه جاسوسی !!! می پردازد و عنوان میکند که اینجانب پیش از شروع انتخابات ریاست جمهوری به بسیاری از دوستان نظر خودم را در باره آقای بنی صدر گفته‌ام ، بنده به بسیاری از دوستان روحانی گفتم که آقای بنی صدر خطری برای اسلام وانقلاب است و ایشان را ترویج نکنید اما سوال اینجاست که چرا بنی صدر همان زمان به استناد همان مدارکی که وجود داشت رد صلاحت نشدند

دادستان کل ؛ حفظ مهره ها : ایشان در سال 64 به سمت دادستان کل انقلاب اسلامی منصوب میشوند مسئله ای چالشی که در این زمان مطرح است پرونده انفجار دفتر نخست وزیری است که تا آن زمان با گذشت چندین سال به خاطر اعمال فشارها همچنان به نتیجه نهایی نرسیده بود وی از همان آغاز کار اعلام کرد که از نظر وی به دلیل اینکه به پرونده انفجار حزب جمهوری رسیدگی نشده است، رسیدگی به این پرونده صرفا اهداف سیاسی دارد اما او پس از استماع نظرات مخالفین دیدگاهش دستور رسیدگی به پرونده را صادر نمود در همین راستا ، خسرو تهرانی و حسن کامران دستگیر و بازجویی از آنها آغاز گردید در این بین بود که تقی محمدی از متهمین پرونده که اطلاعات خوبی را در اختیار بازجوی خود گذاشته بود، قبل از آنکه اقاریر خود را مکتوب کند، در اتاق محل بازداشت خود، خودکشی می نماید خوئینی ها پس از دریافت گزارش خودکشی تقی محمدی مسئولین پرونده را تحت فشار می گذارد که "وضعیت به این صورت زیاد قابل دوام نیست" در ادامه مسیر رسیدگی نیاز به حضور سعید حجاریان و بهزاد نبوی برای بازجویی به موسوی خوئینی ها اعلام می گردد اما موسوی خوئینی ها به ششدت موضع گیری میکند و دوباره ادعای سیاسی بودن این ماجرا را مطرح میکند وبیان میکند که "شما قصد دارید سازمان مجاهدین انقلاب را محاکمه کنید " همچنین بیان میدارندکه " اجازه نخواهم داد آقای بهزاد نبوی به اینجا بیاید، شما می خواهید همه مسئولین را دستگیر کنید، خودم از وی تحقیق می کنم" جالب آنکه علی رغم اصرار خوئینی ها به تعجیل در کار چهار کیفرخواستی که به او تحویل می شود به دادگاه ارجاع نمی گردد. در این میان از سوی یکی از مطلعین اطلاعات جالبی ارائه می گردد که با در میان گذاشتن آن با متهمین، موارد بسیار مهمی کشف می گردد. این اقدام موجب عصبانیت خوئینی ها شده و می گوید " دستور من این بود که تحقیق نکنید، به چه علت تحقیق کرده اید؟" سپس گفتگو میان عوامل پرونده و او به جایی می رسد که او ادعا می کند این اطلاعات را همه مسئولین از اول می دانستند و شما بیهوده طولش می دهید، او در پاسخ اینکه شما هم از اول می دانستید جواب مثبت می دهد و پس از آنکه توضیح داده می شود این مطالب در جلسات مکرر با مسئولین قضایی همچون شهید ربانی املشی، صانعی و .... و رییس جمهور و رییس مجلس و ... بررسی شده و هیچیک چنین چیز هایی را نمی دانسته اند و اگر شما می دانسته اید چرا زودتر نگفتید که زودتر به نتیجه برسیم، خوئینی ها حرف قبلی خود را پس می گیرد و می گوید من گفتم فرض کنیم مسئولین می دانسته اند، به هر حال این تحقیقات شما فقط به درد تاریخ نویسی می خورد! اینها چیزی نیست و ما بیهوده تعدادی را بازداشت نموده ایم! من از اول می دانستم که هیچ چیز نیست منتها گفتم که شماها برسید و معلوم شود که چیزی نیست و آن وقت گریبان شماها را بگیرم و بگویم که همین ها بودند که به مسئولین تهمت می زدند. او سپس دستور می دهد متهمین کنار هم باشند که علی رغم توضیح در این خصوص که موارد اتهامی اینها یکی است و هنوز تحقیقات تمام نشده و دادگاه نیز در پیش است و این امر می تواند باعث تبانی شده و در روند رسیدگی اخلال ایجاد کند؛ او تاکید می کند که این دستور همین امشب انجام گردد که این امر موجب اعلام استعفای مسئولین پرونده می شود در نتیجه این اقدامات با کناره گیری مسئولین وقت پرونده و به علت سلب استقلال قضایی از آنها ، پرونده ای که به دلیل کارشکنی های مکرر نزدیک به پنج سال طول کشیده بود، سرانجام متوقف گردید دادستان کل در تلاش برای احاله پرونده به شعبه ای دیگر وارد مذاکره با دیگر قضات می گردد و بحث به درازا کشیده می شود. در این میان موسوی خوئینی ها خواستار آزادی متهمین با قرار وثیقه و تامین می گردد که با توجه به محرز بودن جرم ، جز درباره 2 تن از متهمین محقق نمی گردد. به همین جهت بحث بالامی گیرد. در این میان 61 تن از وزرا، نمایندگان و مسئولین طوماری به دفاع از متهمین امضا می نمایند و به محضر حضرت امام ارسال می نمایند و همزمان 62 نماینده مجلس نیز به قوه قضائیه تذکر داده و خواستار پیگیری جدی پرونده نخست وزیری می شوند. این طومار و تذکر مورد توجه رسانه ها قرار می گیرد و متعاقب ارسال طومار به حضرت امام، ایشان آیت الله اردبیلی رییس وقت شورای عالی قضایی، موسوی خوئینی ها دادستان کل وقت و دادستان انقلاب وقت تهران را به حضور می طلبند. و از کم کیف قضایا سوال میکنندو آقای موسوی اردبیلی نیز توضیح پرونده و اعترافات را میدهند در این میان آقای خوئینی‌ها بیان میکنند : «نه آقا! من پرونده را دیدم و چیزی نبوده است.» اما آقا ی رئیسی مخالف نظر وی را عنوان میکند و بیان میدارند که پرونده‌ای است و افراد اعتراف کردند حتی متهمی است که برایش کیفرخواستی صادر شده است اما با اصرار موسوی خوئینی ها امام یا دستور به بسته شدن پرونده یا مسکوت ماندن آن در آن برهه می دهند . سپس آقای خوئینی‌ها به عنوان دادستان کل از آقای رئیسی میخواهند رسما اعلام کند که پرونده مختومه شده است اما آقای رئیس زیر بار نمیروند و خوینی ها نیز میگویند «تو اعلام نمی‌کنی من اعلام می‌کنم.»فردای آن روز روزنامه های تهران اطلاعیه ای را به نقل از روابط عمومی دادستانی کل کشور را با همان مضمون مورد علاقه خوئینی ها درج نمودند و اینگونه این پرونده با مساعدت موسوی خوئینی ها و دیگر همفکران نبوی و حجاریان مختومه میشود

مرکز تحقیقات استراتژیک ؛ شکل گیری بنیاد تئوریک : یکی دیگر از قطعات مهم که باید مورد بررسی قرار گیرد سال های 69 تا 72 است که در این سال ها آقای موسوی خوئینی ها از سوی آقای هاشمی رفسنجانی عهده دار ریاست مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری می شود این سالها که طیف چپ عموما از کارهای سیاسی کنار مانده اند توسط موسوی خوئینی ها در این مرکز جمع میشوند . دو مساله در فعالیت های این مرکز قابل توجه تر است 1- پرداختن به مباحث تئوریک 2- تجمع نیروهای سابق و ایجاد نیروهای جدید در این راستا معاونت سیاسی توسط سعید حجاریان معاونت اجتماعی توسط عباس عبدی و معاونت اندیشه توسط محسن کدیور راه اندازی میشود و افرادی مانند هاشم آقاجری، علیرضا علوی تبار، عماد افروغ مجید محمدی مصطفی تاج‌زاده بهزاد نبوی، سازگارا، امین‌زاده، آرمین در آن حاضر می شوند مهمترین موضوعاتی که در این مرکز بر روی آن تاکید میشود پروژه ی توسعه ی سیاسی بود و نتیجه ای که طی تحقیقات مختلف گرفته شده بود این بود که توسعه ی سیاسی در ایران در مرحله ی اول نیازمند ایجاد برخی تغییرات در ساختار سیاسی کشور است و در مرحله ی بعد باید فرهنگ سیاسی ایران متناسب با فرهنگ یک جامعه ی توسعه یافته تغییر کند که با مطالعه روزنامه هایی که افراد حاضر در مرکز مطالعات استراتژیک سردبیری یا مدیر مسول آن را در سال های بعد برعهده می گیرند به راحتی میتوان فهمید چه تغییراتی باید در ساختار سیاسی و فرهنگ سیاسی ایجاد شود . اما در جهت کادر سازی نیز مرکز یاد شده بیش از 500 نفر از نیروهای همسوی خود را با «بورس دولتی» به خارج اعزام کرد که به نیرو های مطبوعاتی و اجرایی دوره اصلاحات تبدیل شدند برنامه های این گروه تا زمان استعفای موسوی خوئینی ها در مرکز ادامه داشت که با آمدن آقای حسن روحانی برخی از برنامه های ساختار شکن از سوی ایشان تعطیل می شود اما همچنان برخی از افراد همسو با گروه موسوی خوئینی ها در مرکز باقی می مانند

18 تیر ؛ مدیریت فرمانده حضور پیاده نظام : بعد از حاکمیت جریان اصلاحات از اولین ثمرات این جریان انتشار روزنامه های متعدد موسوم به روزنامه های زنجیره ای با ویژگی های مشترکی نظیر ساختار شکنی سیاست‌بازی، عوام‌فریبی و تهییج مردم تندروی، افراطی‌گری، ایجاد روحیه‌ی ناامیدی، توهین به مقدسات و ارکان نظام که با تعطیلی یکی ، روزنامه ای با نام دیگری با همان کادر منتشر میشد ، از این رو طرح اصلاح قانون مطبوعات در تیرماه 1378، در کمیسیون فرهنگی مجلس پنجم، مطرح و در چهار بند به تصویب رسید که از جمله ی مواد آن عبارت بودند از: الف) ممنوعیت فعالیت مطبوعاتی برای عوامل بیگانه، اعضای گروهک‌های تروریستی و ضدانقلاب، جاسوسان، وابستگان و سردمداران رژیم طاغوت و... ب) منع شدن مطبوعات کشور از دریافت کمک مالی از کشورهای بیگانه ج) ضمانت اجرایی برای مقابله با افراد دولتی یا غیردولتی که نشریات را برای چاپ مطلب یا مقاله‌ای زیر فشار قرار داده یا آنها را وادار به سانسور نمایند. د) لزوم التزام عملی مدیران مسئول و صاحبان امتیاز نشریات به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران روزنامه های زنجیره ای که منافع خود را در مقابل این طرح در خطر دیده بودند شروع به جو سازی بر علیه این طرح کردن و این موضوع را به تیتر هر روز روزنامه های خود تبدیل کردند روز 15 تیر یک روز پیش از تصویب قانون مطبوعات در مجلس روزنامه سلام با مدیر مسئولی موسوی خوئینی ها با توجه به افشا شدن قتل های زنجیره ای و شناختن کل ماجرای قتل ها به اسم سعید امامی برای متاثر کردن مجلس و جامعه دست انتشار یک سند جعلی وزارت اطلاعات زد با این عنوان که سعید امامی پیشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است اما این عمل مانع تصویب قانون مطبوعات نشد و از سوی دیگر به تعطیلی روزنامه سلام منجر شد با توقیف سلام یاران مطبوعاتی خوئینی ها با تیترهایی نظیر آیا محافظه‌کاران هزینه به صحنه آوردن آقای موسوی خوئینی‌ها را محاسبه کرده اند؟ و بازی دمکراسی بازی نیست ، تعطیلی سلام را اقدامی غیرقانونی مقابله با دولت و مخالفت با توسعه سیاسی که هزینه بسیاری برای نظام خواهد داشت ، یاد کردند. در داخل دانشگاهها نیز پیاده نظام اصلاح طلبان شروع به تحریک دانشجویان برای اعتراض کردند که مورد توجه غالب دانشجویان قرار نگرفت اما در جریان این اعتراضات سنگپرانی به نیروی انتظامی و گروگان گرفتن یکی از افراد نیروی انتظامی باعث تحریک و ورود نیروی انتظامی به داخل کوی شد و از سوی دیگر نیز حمله مشکوک لباس شخصی ها به خوابگاه دانشجویان همچنین حضور برخی از مسئولان دولت باعث تحریک دانشجویان شد بر شدت ماجرا افزود .روزنامه های زنجیره ای نیز به پوشش این موضوع و بزرگنمایی آن با شگرد ها مختلف مانند کشته سازی و انتشار تصاویر جعلی سعی در تحریک جامعه نمودند این روزنامه ها حتی از ترس خاموش شدن این فتنه ، سخنرانی مقام معظم رهبری و همچنین پیام ایشان را به شکل قابل تاملی سانسور نمودند اما سرانجام بعد از چند روز آشوب ، دلجویی مقام معظم رهبری از دانشجویان و همچنین پیام ایشان که با حضور مردم در صحنه همراه شد این فتنه را نیز ناکام گذاشت

انتخابات 22 خرداد : تمام سناریوهای پدر:. اوخر دوره اول ریاست جمهوری آقای خاتمی بود که پروژه عبور از خاتمی مطرح شد و عنوان شد که دیگر خاتمی پاسخگوی مطالبات رادیکال جبه اصلاحات نیست زیرا در این برهه واکنش های مقتدرانه جناح رقیب، یأس و سرخوردگی را در جناح دوم خرداد حاکم نموده است لذا ضروری است که از تز «آرامش فعال» به «مقاومت مدنی» که هدف کشاندن چالش های سیاسی یا مقاومت های افراطیون به شهرا و خیابانها توسط پتانسل باقیمانده دانشجویی است اجرا شود و از سوی دیگر نیز نهادهای حکومتی باخصلت دموکراتیک نظیر مجلس و دولت فتح شده است ولی «قدرت» در نهادهای دیگر مجتمع شده است لذا اقدامات دموکراتیک بیش از این جواب نمی‌دهد . شخصیت آلترنتیو خاتمی که بتواند این پروژه را عملی کند کسی نبود جز نخست وزیر دوران امام یعنی میر حسین موسوی که در به عنوان شاخص اصلاحات قرار بود مطرح شود و رهبری و شیخوخیت اصلاحات نیز به موسوی خوئینی هامی رسید در حالی که هر دوی این شئون تا آن روز در اختیار خاتمی بود و قرار بر این بود که در انتخابات بعدی ریاست جمهوری میر حسین موسوی کاندیدای ریاست جمهوری شود تا عملا نیز به شخصیت و شاخص اصلاحات تبدیل شود اما در شرایط آن زمان این طرح به طور کامل اجماع نیافت و آقای خاتمی برای دوره دوم به ریاست جمهوری انتخاب شدند شاید کسی در دوران انتخاب وقتی شعار عبور از خاتمی داده می شد این شعار را جدی نمیگرفت و یا اگر جدی میگرفت اصلا به ذهن او خطورنمی کرد که گزینه های آلترناتیو خاتمی کیستند با گذشت 8 سال از این موضوع این طرح به سوی عملیاتی شدن پیش رفت و پس از انتخابات نهم ریاست جمهوری موسوی خوئینی ها با تکیه بر دبیر کلی مجمع روحانیون مبارز دیگر به طور کامل پدر معنوی اصلاحات بود و اصلاح طلبان که چهار سال از قدرت به دور بودند با همراهی افرادی که وجه مشخصه آنها از دست رفتن قدرت و نارضایتی از احمدی نژاد بود این بار تحت لوای حذف احمدی نژاد به دنبال اجرایی کردن هرچه بیشتر اهدافی که در مرکز تحقیقات استرانژیک بدان رسیده بودند و اهدافی که در طرح عبور از خاتمی در نظر داشتند آلترناتیوی که برای خاتمی در نظر گرفته بودند را وارد میدان بازی کردند و حداکثر استفاده را از فضای انتخابات نموده ند و با مطرح نمودن انواع اتهامات و اجرای عملیات روانی تمام تلاش خود را برای پیروزی کاندیدای خود نمودند اما وقتی در اندک روزهای مانده به انتخابات از عدم کامیابی خود مطمئن شدند سناریوی تقلب را در جهت عملی نمودن اهداف خود آغاز نمودند برای درک بهتر نقش موسوی خوئینی ها در حوادث پس از انتخابات کافی است به بررسی عملکرد مجمع روحانیون مبارز که موسوی خوئینی ها در آن حوادث نقش محوری دارد و همچنین عملکرد یاران و همکاران خوئینی پرداخت دو روز پیش از انجام انتخابات موسوی خوئینی ها در اطلاعیه ای از شائبه تقلب در انتخابات گفت تا سناریویی طرای شده برای بعد از انتخابات در صورت عدم پیروزی کاندیدای اصلاحات رسما کلید بخورد و در همین راستا نیز مجمع روحانیون مبارز ، روز پس از انتخابات از انتخابات مهندسی شده می گوید و خواستار ابطال انتخابات میشوند در ادامه نیز این مجمع نقش اساسی خود را در پروژه تشدید نا آرامی ها اجرا می کند و در حالی که از 5 روز پیش از اقامه نماز جمعه مقام معظم رهبری در این مورد اطلاع رسانی شده بود و مردم و بسیاری از گروههای سیاسی از فصل الخطاب بودن سخنان رهبری سخن میگفتند اما مجمع روحانیون مبارز در روز 27 خرداد برای روز شنبه فردای برگزاری نماز جمعه درخواست راهپیمایی کرد و در حالی که انتظار می رفت بعد از ظهر جمعه خبر لغو تجمع غیرقانونی مجمع روحانیون مبارز در صدر اخبار قرار گیرد، اما سکوت مجمع نشان از خواست آنها مبنی بر ادامه اغتشاشات حکایت میکرد و تنها چند ساعت پیش از آغاز اغتشاشات بود که مجمع با صدور بیانیه اعلام کرد که به خاطر صادر نشدن مجوز !!! از برگزاری این تجمع صرف نظر کرده اند اما قطعا این بیانیه در آن ساعات تاثیر قابل ملاحظه ای نخواهد داشت . آنچنان که منابع رسمی گزارش دادند در آن روز، علاوه بر خسارت‌های میلیاردی به اماکن خصوصی و عمومی و به آتش کشیده شدن مسجد لولاگر در نزدیکی خیابان آزادی، عده ای از شهروندان توسط عناصر مسلح منافقین و اشرار به ضرب گلوله کشته و صد نفر نیز زخمی شدند و این در حالی بود که جانشین نیروی انتظامی اعلام کرد این نیرو به هیچ وجه از سلاح گرم استفاده نکرده است! سناریوی قتل مشکوک «ندا آقاسلطان» که به سوژه‌ای تبلیغاتی علیه نظام اسلامی مبدل گردید نیز در این روز صورت گرفت بررسی عملکرد یاران و همکاران خوئینی خود نیازمند نگارش مطلب دیگریست و در اینجا تنها نام افرادی را که از ابتدا همراه وی بودند را در ذهن خود مرور کنیم نامهایی مانند : بهزاد نبوی ،سعید حجاریان ،تاج زاده ، امین زاده ، عباس عبدی ، آرمین ، سازگارا ، علوی تبار ، میردامادی ، محسن کدیور که هر یک شخصیت موثری در نزد افکار عمومی هستند شاید با دقت در این روابط بتوان نحوه اتصال و هماهنگی طیف داخل کشور با برخی از طیف های خارج کشور را نیز بهتر درک کرد


 
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد