? >>افشاگری جدید وزیر اطلاعات درباره فرقه سبز - سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ خامنه ای حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُــمْ خامنه ای
X
تبلیغات
رایتل

 

>>افشاگری جدید وزیر اطلاعات درباره فرقه سبز

پنج‌شنبه 11 شهریور‌ماه سال 1389

افشای جزئیات عملیات مشترک جریان فتنه 

 یکی دو نفر از طرفداران فتنه در یک شهرک صنعتی در امر ورود و خروج کالا به شهرک کارشکنی می‌کردند تا موجب نارضایتی کارگران شوند و از طرفی در بین کارگران تبلیغات منفی راه انداختند که تحریم عامل اصلی عدم وجود کالاها و مواد اولیه است و...

وزیر اطلاعات به‌تازگی از هزینه 17 میلیارد دلاری فتنه‌گران برای براندازی و همچنین سرمایه‌گذاری آنها روی مدارس خبر داده بود. با این حال، وی در گفت‌وگویی که روزنامه ایران امروز آن را منتشر کرده است، به تشریح ابعاد جدیدی از سرمایه‌گذاری‌های امریکا برای براندازی نظام سیاسی ایران را بیان کرد.

به گزارش رجانیوز،حجت‌الاسلام والمسلمین حید مصلحی گفت:فقط بخشی از سرمایه‌گذاری‌های امریکا در جنگ نرم علیه ایران و براندازی نرم طی سال‌های 1991 تا 2010 بالغ بر 17 میلیارد و 700 میلیون دلار است. عمده این ارقام را خود آنها اعلام کرده‌اند. فقط قسمتی از رقم یاد شده در کیس‌های اطلاعاتی به دست آمده است.


- مبالغی را که تحت عنوان جایزه به افراد مختلف داده‌اند، در رقم یادشده لحاظ نکرده‌ایم.


- میلیاردها دلاری که سرویس‌های اطلاعاتی آنها در اقدامات پنهان هزینه می‌کنند، نیاورده‌ایم.


- کمک‌هایی را که به گروهک‌های تروریستی کرده‌اند، نگفته‌ایم.


- میلیاردها دلار در مؤسسات مختلف مطالعاتی هزینه می‌کنند و بخش عظیمی از مطالعات و بررسی‌های آنها را که مربوط به ایران می‌باشد، نگفته‌ایم. صدها مؤسسه و مرکز مطالعاتی در امریکا فعالیت دارند که البته همه آنها ایران را موضوع بررسی‌های خود نمی‌دانند اما از آنجا که کمیته خطر امریکا و اسناد امنیت ملی سال‌های اخیر امریکا، ایران را اولویت اول و خطر نخست اعلام داشته‌اند، می‌توان فهمید که سهم ایران در آن مراکز چه اندازه است.

مراکز گوناگونی تحت پوشش شناخت ایران مشغول مطالعه‌اند که در واقع ادامه همان سنت کلاسیک شرق‌شناسی و با همان اهداف استعماری است. هزینه‌های این مراکز و دست کم آن بخش‌هایی که به ایران اختصاص می‌دهند، محاسبه دیگری می‌طلبد. هدف اساسی آن‌ها این است که همبستگی جامعه را دچار خدشه کنند. جامعه ما را از درون با فروپاشی اجتماعی مواجه سازند، باورهای مردم را تخریب کنند، جدایی دین از سیاست را تئوریزه کنند. شبهه‌سازی و شبهه‌پراکنی کنند. جوانان و اعتقادات آنها را مورد هدف قرار دهند، جمهوری اسلامی را ناموفق جلوه دهند. فرقه‌های رنگارنگ طراحی و در اجتماع اشاعه دهند. با مهدویت و شهادت‌طلبی مبارزه کنند. راه‌های دستیابی ما به علوم پیشرفته را سد کنند. مردم را ناامید سازند.

در اینجا اندکی بیشتر شرح می‌دهم: چند سفارتخانه اروپایی در تهران، یکی دو حزب اروپایی، پارلمان یک کشور اروپایی، وزارت خارجه چند کشور غربی، چند شرکت اقتصادی و نفتی غربی، دفاتر امور ایرانیان وابسته به امریکا در چند کشور و ده‌ها بنیاد و مؤسسه غربی کانال تأمین و یا انتقال بخشی از وجوه و کمک‌ها بوده است.


برخی از محورهایی که موضوع مبالغی از هزینه‌ها بوده عبارتند از:

- برگزاری کارگاه‌های آموزشی برای تعلیم آخرین روش‌های براندازی و جنگ نرم که محل برگزاری آنها در داخل و خارج بوده است. مثلاً آموزش تجربیات جنبش‌های غیرخشونت‌آمیز کشورهای اروپای شرقی به ایرانیان یکی از محورهای آموزش بود.

- ترویج تفکر سکولاریسم (جدایی دین از سیاست) با حمایت‌های همه جانبه از تشکل‌ها، افراد، مراکز و رسانه‌های مروج سکولاریسم.

- ترویج تفکر انحرافی فمینیسم با حمایت‌های بی‌دریغ از تشکل‌های فمینیست

- تأمین هزینه دوره‌های توانمندسازی و توجیه ده‌ها تشکل که با موضوعاتی مانند تغییرات جامعه ایران و نقش تشکل‌های مردم نهاد، مشکلات اجتماعی ایران و یک انقلاب بدون حقوق زنان سازماندهی شد.

- آموزش خبرنگاران افتخاری ایرانی توسط بنگاه خبرپراکنی‌ انگلیس در ترکیه

- تأمین هزینه‌های نشریات الکترونیکی دو زبانه مروج دموکراسی‌سازی از نوع امریکایی

- حمایت از چاپ و نشر گسترده محصولات مختلف فرهنگی، سیاسی ، تاریخی و ... علیه مبانی نظام و هویت ملت

- تأمین هزینه پروژه‌های مربوط به آموزش برخی خبرنگاران، تورهای تحقیقاتی، اصلاحات در قوانین، حقوق زنان و کودکان

- تأمین هزینه‌های تشکل‌های مروج پیشبرد دموکراسی امریکایی در ایران

- تأمین هزینه پروژه‌هایی که به نام ارتقای جامعه مدنی و آزادی مطبوعات فعالیت داشتند

- حمایت از سازمان‌های غیردولتی، خبرنگاران و کسانی که مروج حقوق بشر غربی می‌باشند

- تأمین هزینه‌های نفوذ در ایران، آموزش الکترونیکی و مقابله با تمهیدات نظام در فضای مجازی

- حمایت از جریان‌های سرنگونی طلب و کارگزاران و عوامل جنگ نرم

- حمایت از فعال شدن رسانه‌های مجازی و حقیقی علیه نظام

- تأمین هزینه پروژه‌های فعالیت سایبری علیه نظام

- حمایت از شماری از اعضای تشکلی معروف در حوزه دانشجویی به نام ادوار...

- تأمین هزینه‌های دفاتر امور ایرانیان دولت امریکا در باکو، فرانکفورت، لندن، استانبول، دبی و ... که وظیفه ارتباط‌گیری با ایرانیان، آموزش، تبادل تجربه و اطلاعات و فعال‌سازی افراد علیه نظام را به عهده دارند

- تأمین هزینه‌های آموزش نظامی به برخی ایرانیان در یکی از دانشگاه‌های امریکایی در یک کشور آسیای میانه از 2006 به بعد

- پرداخت به برخی افراد به دلیل انتشار داستان‌های دروغین و یا غلو‌آمیز و نشر اکاذیب علیه نظام مثلاً در مورد قتل‌های زنجیره‌ای (یکی از این افراد هم‌اکنون بازداشت می‌باشد)

- حمایت از تشکل‌هایی که به دنبال تشنج‌آفرینی، تفرقه‌افکنی و ناراضی‌سازی اقشار و طبقات مختلف هستند

- پرداخت به یک نماینده فراری مجلس (از سال 84 تا 86)

- تأمین هزینه‌‌ تبلیغات وسیع رسانه‌ای علیه نظام در مورد قتل یک زن جوان که خودشان در آشوب‌های سال گذشته او را به قتل رساندند

- تأمین هزینه‌های شبکه‌سازی‌های اجتماعی که توسط شبکه‌های ماهواره‌ای، دفاتر رسانه‌های معروف غربی و یا از طریق فضای مجازی صورت می‌گرفت


- و...


آیا اعمال تحریم‌ها علیه ایران با اقدامات فتنه‌گران مرتبط بود؟

بله تحریم‌ها به جریان فتنه مربوط می‌شود.

پاسخ من دو بخش دارد:

یکی گفته‌های رؤسای جمهور و سایر مسئولان امریکایی است و یکی هم اسناد مربوط به جریان فتنه و اظهارات پنهان آنها در سخنان بوش، رایس، اوباما، هیلاری‌کلینتون، مک‌کین و ... بارها تصریحاتی به این مقوله دیده می‌شود. آنها جدیداً مدتی است از تحریم‌های هوشمند سخن گفته‌اند یعنی آرزوی آنها فلج کردن نظام و تغییر نظام است. بدین‌معنا که مایلند تحریم‌ها نارضایتی مردم علیه نظام را سبب شده و از سوی دیگر با حمایت از جریان فتنه نظام از درون دچار تغییر شود. البته ریاکارانه ترجیع‌بندی را تکرار می‌کنند که نمی‌خواهند به مردم آسیب برسد. ولی ما می‌دانیم که هدف آنها تضعیف روح ضد امریکایی ملت قهرمان است، حتی به همین گزاره دروغ هم پایبند نیستند چون تحریم‌ها زندگی روزمره مردم یا آرمان‌ها و اهداف بلند مدت مثل ممانعت از رشد فناوری و تولید علم دانشمندان کشور را هدف قرار داده و معلوم است ملت هدف است. اساساً ملت از نظام جدا نیست. دو نکته در شماری از اسناد دولتی و اسناد اتاق فکرهای امریکایی و مؤسسات دیگر مکرر در مکرر (در بیشتر آنها) آمده یکی ادامه حمایت از جریان فتنه و یکی تحریم. البته راهکارهای دیگری هم گفته‌اند مانند لزوم ایراد فشارهای حقوق بشری، دیپلماسی سیاه، دیپلماسی عمومی به همراه ترفند نیرنگ‌آمیز مذاکره و امثال آن، لیکن تحریم‌ و همزمان حمایت از جریان فتنه توصیه مشترک آنهاست. همزمانی صدور قطعنامه چهارم با سالروز اقدامات ضد انقلابی جریان فتنه، خود گویاست. برای مثال مک کین در گردهمایی بنیاد ملی دموکراسی ضمن حمایت از تصمیم این بنیاد برای اعطای جایزه سالانه به جریان فتنه سؤالی به این قرار طرح کرد که هدف از اعمال تحریم‌ها بر ایران چیست؟ گفت: ما باید از جریان فتنه حمایت کنیم تا بتوانند در ایران تغییر ایجاد کنند و متحدان خود در کشورهای مختلف را نیز تجهیز کنیم تا حقانیت رژیم ایران را به چالش بکشند.

اما بخش دوم پاسخ. ببینید اسنادی از اینها به دست آمده که در آن تصریح کرده‌اند از بحران‌هایی که کل سیستم سیاسی را تهدید می‌کند بهره‌برداری کنند و گفته‌اند که نباید بگذاریم رقیب از بحران گذر کند و خود را تثبت کند. این اسناد نشان می‌هد که هم به استفاده از امکانات خارجی معتقدند و هم به هدایت اعتراض‌های مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، قومی و... این گزاره‌ها یعنی ماکیاولیسم. یعنی هر اتفاقی رخ دهد باید استقبال کرد، مهم این است که به هدف برسند راه و روش آن هم اهمیتی ندارد.

یک نفر در دوره دولت نهم مستقیماً به سفرای خارجی گفتند هر چه زودتر قطعنامه تحریم را صادر کنید که همان زمان آقای رئیس‌جمهور این خیانت را به اطلاع مردم رساندند.

در حالی که آن بخش از جریان فتنه که ادعای طرفداری از امام(ره) داشتند اکنون کاملاً از فکر و گفتمان امام(ره) عدول کرده و اصول و آرمان‌ها و میراث ایشان را زیر پا نهاده‌اند. بنابراین توصیه به تحریم و یا استقبال از تحریم درمیان عموم اینها مباح بلکه ضروری تلقی می‌شود. گرچه ظاهراً چیز دیگری بگویند.

حزب مشارکت سند تأملات راهبردی خود را در کنگره 1387 تصویب نمود. نسخه اصلی آن توسط ع. ت تدوین شد اما چون بسیار ضدانقلابی و افتضاح بود گروهی آن را ویراش و به کنگره حزب ارائه دادند. با اینکه خواستند تلطیف کنند و عبارات را سربسته و دو پهلو بنویسند لیکن همین متن ویرایش شده هم حکایت از نیات سوء اینها دارد.

در مبحث «الزام گام اول»، بند 4 در ص 8 چنین تصویر کرده‌اند: [باید از بحران‌هایی که کل سیستم سیاسی را تهدید می‌کند استفاده کرد.]

در بند 3 همین مبحث تصریح کرده‌اند که: [باید از فشارهای توده‌ای بهره برد.]

این گزاره‌ها گرا دادن و پالس فرستادن رسمی ومکتوب است. آیا معنایی غیر از این دارد که آقای بوش آقای اوباما ما منتظریم تا شما بحرانی درست کنید و از آن بهره ببریم؟


در سند دیگر که از یک آقازاده به دست آمد و معلوم شد حاصل کار جمعی مشاوران یک کاندیدا بوده فرازهای عجیبی آورده‌اند که شبیه همان نگاه حزب مشارکت است.


در ص 17 این سند عنوانی نوشته‌اند که عبارت است از: «در این چارچوب چه باید کرد و چه نباید کرد.»


در بند 13 همین مبحث آورده‌اند: نباید از امکانات و مقدورات انسانی و غیرانسانی خارج از کشور غافل شد. در بند 17 چنین نوشته‌اند: نباید از هدایت اعتراض‌های مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، قومی و... غافل شد.


چرا به این نقطه رسیده‌اند؟ چه اتفاقی در تفکر اینها روی داده که حاضرند دست به هر کاری بزنند. باز به اسناد مراجعه می‌کنیم.


در ص 4 سند تأملات حزب یاد شده می‌گویند: باید میان انقلاب ایران (دقت فرمایید نمی‌گویند انقلاب اسلامی) و پیامدهای پس از آن فرق گذاشت. ما از جلسات پنهان و سخنان و افکار آنها مطلعیم و می‌دانیم منظورشان چیست. پیامدهای پس از انقلاب یعنی تأسیس جمهوری اسلامی، تصویب قانون اساسی حاوی ولایت مطلقه فقیه یعنی اجرای احکام شریعت یعنی حاکمیت دینی.

این همان حرف ضدانقلاب است که می‌گویند امام(ره) آمد و انقلاب را به نفع خود مصادره کرد و حاکمیت اسلام را تأسیس کرد. این تعبیر با رجوع به بند ت-6 در ص 21 سند کاملاً روشن می‌شود که با اجرای احکام شریعت مخالفت کرده‌اند و در بند ت-9 در ص 22 سخن از سکولاریسم گفته‌اند، با تعبیر ضرورت «استقلال نهادهای دینی از نهاد قدرت».

در سند به دست آمده از آن آقازاده در مبحث تاکتیک‌ها در ذیل عنوان استراتژی‌های معین در ص11 آورده‌اند که: «باید از گذر رقیب از شرایط گذار بحرانی و تثبیت خود ممانعت به عمل آوریم».


آیا این عبارت عین خواسته‌ها و سیاست‌های امریکا نیست. آیا اعلام آمادگی صریح برای استقبال از فشاهای امریکا به نظام نیست.

در همان سند درباره تغییر چنین نوشته‌اند: «فردایی که در آن باید انتظار تغییر در کارکردهای حفظ، تداوم و بقای نظام را داشت.»

«فردایی که باید در آن انتظار تغییر ژرف و گسترده در فراماسیون سیاسی جامعه را داشت.»

دقت فرمایید چنین گزاره‌هایی را در کنار بیانیه‌های اخیر چند تن از آقایان بویژه مفاد منشور این جریان یا بیانیه 18 موسوی بگذارید کاملاً روشن است که چگونه می‌اندیشند.

کسانی که به تغییر اساسی نظام ولایی می‌اندیشند و حکومت لیبرالی با دموکراسی غربی را جایگزین آن می‌خواهند و اعلام وفاداری به امریکا می‌کنند آیا می‌توانند مدعی شوند که از تحریم‌ها خوشحال نیستند؟ آیا می‌توانند مدعی شوند که امریکایی‌ها به خاطر حمایت از آنها نیست که تحریم‌ها را تشدید کرده‌اند؟

در کتابی که یکی از مشاوران عالی اینها در سال 1383 نوشت به نام دهه سوم، تدبیرها در ص 112 می‌گوید: «تنها راه مبارزه با نظام نرم‌افزاری و درون پرورده» است آیا این جمله به معنا و با هدف اعلام آمادگی به غرب برای براندازی و فروپاشی از درون نیست.

اتفاقاً در بیانیه 13، آقای موسوی به این جمله بسنده شده: «از ملت‌ها می‌خواهیم به تحریم‌ها نپیوندند.» یعنی حتی حاضر نشد به صورت زبانی هم امریکا را از صدور قطعنامه تحریم نهی و یا این سیاست را محکوم کند. شایان ذکر است ایشان در این بیانیه ابتدا از حمایت‌های خارجی تشکر کرده لیکن اظهار می‌دارد که از ملت‌هایی که از ما حمایت کردند تشکر می‌کنیم. فی‌الواقع تشکری بود از دولت‌های غربی. خارج‌نشینان عضو و یا طرفدار جریان فتنه نیز از تحریم‌های امریکا حمایت کرده‌اند لیکن با تأکید بر تاکتیک عوام فریب یاد شده یعنی تحریم کنید اما نمی‌خواهیم به مردم فشار وارد شود. تحقیق بیشتر در این مورد را نیز به شما واگذار می‌کنم.

این جریان یک اصل را مبنا قرار داده است. می‌گویند حمایت خارجی و ضد انقلاب خارج‌نشین سبب خروج فتنه‌گران داخلی از انزوا می‌شود و افکار عمومی را می‌تواند به دست گیرد و مجدداً به عرصه سیاست بازگردد.

فتنه‌گران داخل کشور در خفا خوشحالند و در جلسات خصوصی ابراز مسرت می‌کنند، فقط چند نمونه در اینجا ذکر می‌نمایم:

1- در جلسه مشترک زیرمجموعه دو گروه افراطی در تیرماه سال‌جاری از اعمال محدودیت‌ها علیه ایران و حتی از درخواست برخی‌ها از امریکا برای حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران اظهار خوشحالی کردند و اعمال فشار به نظام را به نفع جریان فتنه توصیف کردند.

2- در جلسه‌ای یکی از اعضای یک سازمان افراطی از صدور قطعنامه چهارم سازمان ملل علیه نظام و ایجاد فشارهای جدید اظهار سرور کرد و اظهار داشت خوشبختانه نتایج خوبی در پی خواهد داشت.

3- در خردادماه امسال در یک جلسه‌ای خبر تحریم را با شادی و لبخند به همدیگر می‌گفتند.

4- یکی دو نفر از طرفداران فتنه در یک شهرک صنعتی در امر ورود و خروج کالا به شهرک کارشکنی می‌کردند تا موجب نارضایتی کارگران شوند و از طرفی در بین کارگران تبلیغات منفی راه انداختند که تحریم عامل اصلی عدم وجود کالاها و مواد اولیه است و...

5- برخی فرقه، گروه‌ها و جریانات ضد انقلاب طرفدار فتنه نیز از تحریم‌ها استقبال و ابراز خوشحالی کرده‌اند. اینها تحریم را مایه تضعیف ایران و پیشرفت جریان فتنه دانسته‌اند.
 


نظرات (1)
جذاب ترینها و بهترین ها
www.behtarinha.wex.ir
به هیچ وجه از دست نده
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد