? >> ریگی چطور به دام افتاد؟ - سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ خامنه ای حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُــمْ خامنه ای
X
تبلیغات
رایتل

 

>> ریگی چطور به دام افتاد؟

سه‌شنبه 11 اسفند‌ماه سال 1388

 ریگی چطور به دام افتاد؟  

 

 

در فاصله 22 تا 23 فوریه (سوم تا چهارم اسفند) صفحه اطلاعات پرواز سایت رسمی فرودگاه دبی تنها مشخصات یک پرواز به پایتخت قرقیزستان را ثبت کرده است. قرار بود پرواز شماره QH454 ساعت 10 و 45 دقیقه سوم اسفند، از دبی به مقصد قرقیزستان صورت بگیرد؛ اما این پرواز با 3 ساعت و 19 دقیقه تأخیر و در ساعت 2 و 4 دقیقه بامداد چهارم اسفند از فرودگاه دبی انجام شد.

خبر سه کلمه بود: «ریگی دستگیر شد.» نیازی نبود گفته شود ریگی همان کسی است که سال 1384 با قتل ?? نفر از مسافران عبوری از محور زابل به زاهدان حادثه معروف تاسوکی را آفرید، لازم نبود توضیح داده شود این همان شروری است که شبکه العربیه تصاویر سربریدن سرباز ایرانی توسط همدستانش را جهانی کرد. یا حتی لازم نبود اضافه شود ریگی در سابقه شرارت شش ساله‎اش 282 کشته و زخمی و 23 اسیر را در کارنامه خود ثبت کرده است. خبر هرچه که بود فقط باید دوباره تکرار می‎شد تا احساس بهت از حس شعف تمیز داده شود: «ریگی دستگیر شد».
ایران برای این لحظه ثانیه شماری میکرد.
ریگی گذرنامه افغانی دارد و با همین گذرنامه هم در چند سفر خود به عربستان سعودی به بهانه انجام فریضه حج، با برخی نیروهای امنیتی عربستان سعودی و شخصیتهای وهابی دیدار کرده و مورد حمایت گسترده این دولت قرار گرفته است. در همین سفر اخیرش نیز که به دام مأموران امنیتی ایران افتاد با همین گذرنامه افغانی سفر می‎کرد. سال گذشته مأموران اطلاعاتی ایران در موسم حج، متوجه می‎شوند که سرکرده گروهک تروریستی موسوم به جندالله ظاهرا برای انجام فریضه حج به عربستان رفته است. براساس توافقنامه امنیتی بین جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی، مقامات اطلاعاتی کشورمان برای دستگیری شرور شرق کشور با مقامات سعودی وارد مذاکره می‎شوند؛ عربستان طفره می‎رود و ریگی از این کشور خارج می‎شود. مأموران امنیتی ایران ریگی را تا فرودگاه کشور مقصد – پاکستان - تعقیب می‎کنند، اما پوشش امنیتی نیروهای آمریکایی ریگی را از تور نیروهای امنیتی ایران خارج می‎کند. تور امنیتی نیروهای ایرانی در فرودگاه کراچی باز موفق نشد، چرا که ریگی در پارکینگ فرودگاه سوار خودرویی گرانقیمت و مدرن شد که دقیقا دو خودروی دیگر با همان رنگ و شماره پلاک از فرودگاه خارج شد و نیروهای ایرانی نتوانستند وسیله نقلیه اصلی ریگی را تشخیص دهند.
ریگی پیش از آن‎که شهرت پیدا کند، یک‎بار در زندان جمهوری اسلامی ایران بوده است. او نخستین ناهنجاری‎های خود را در سن 19 سالگی نشان می‎دهد، طلبه حوزه سراوان به‎علت مشکلات اخلاقی از آن‎جا اخراج و در چهارراه رسولی زاهدان، مشروبات الکلی و سی‎دی‎های مستهجن می‎فروشد، پس از آن به کردستان میرود و تحرکاتی را در آنجا انجام می‎دهد و اولین‎بار به‎وسیله دادستان ویژه روحانیت به‎مدت یک هفته بازداشت می‎شود. بعد از آن در محل تجمع اعضای قبیله خود به اظهارات ضدانقلابی و رفتارهای خشن و تند میپردازد و برای توجیه آن به ادعاهای دینی متوسل میشود. از اینجا بود که روحانیون وهابی و نفوذی منطقه او را شناسایی کردند و سرویس‎های امنیتی آمریکا و انگلیس پتانسیل لازم را در این یاغی که از تحصیلات کلاسیک هم برخوردار نبود، تشخیص دادند و روی او سرمایه‎گذاری کردند تا اولین حادثه معروفش را با گروگان‎گیری 9 تن از سربازان پاسگاه سراوان رقم بزند. او بعد از حادثه تاسوکی با نماینده مردم زاهدان - دکتر شهریاری - تماس می‎گیرد و اعلام می‎کند که زاهدان را به خاک و خون خواهد کشید و اجازه نمی‎دهد که هیچ شیعه و فارسی در استان بماند.
در جریان برگزاری انتخابات دهم قرار بود 15 بمب کنترل از راه دور را نیز در حوزه‎های اخذ رأی منفجر کنند، این عملیات‎ها با اطلاع نیروهای امنیتی ایران خنثی می‎شود تا این‎که 26 مهرماه یک عملیات انتحاری را در شهرستان سرباز انجام می‎دهد. این عملیات منجر به شهادت 41 نفر از اهالی شیعه و سنی منطقه پیشین می‎شود. سردار نورعلی شوشتری جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه نیز در جریان این عملیات به شهادت می‎رسد. عملیات پیشین آخرین عملیات تروریستی عبدالمالک ریگی تا زمان دستگیری‎اش بود.
وزیر اطلاعات در جریان کنفرانس خبری‎اش برای این‎که «اشراف اطلاعاتی» نیروهای ایرانی را ملموس‎تر نشان دهد، تصویری از شرور شرق در 24 ساعت قبل از دستگیری‎اش را در مقابل دوربین‎های خبری می‎گیرد. این تصویر که ریگی را در یکی از مقرهای آمریکا در افغانستان نشان می‎دهد، 24 ساعت قبل از آن‎که پرواز دبی - بیشکک در بندرعباس بنشیند، توسط نیروهای اطلاعاتی ایران گرفته شده است. گفته میشود این عکس علاوه بر اینکه ضربه شستی به نیروهای آمریکایی است، عکسی یادگاری نیز تلقی میشود برای افسران آمریکایی که بدانند پروژه شکار از مقر اطلاعاتی آنها و با همکاری نیروهای نفوذی ایران در بین ایشان کلید خورده است.
ریگی برنامه‎ریزی می‎کند که از فرودگاه قرقیزستان به یکی از کشورهای اروپایی سفر کند. قرقیزستان به‎دلیل اوضاع اقتصادی بسیار نامطلوبش، زمینه مساعدی را برای فعالیت گروه‎های شبه‎نظامی با گرایش‎های طالبانیسم دارد.
شاید قرار بود ریگی در قرقیزستان و پیش از سفرش به اروپا با این گروه‎های تروریستی قرقیزستان مذاکراتی داشته باشد.
عملیات تعقیب و گریز ریگی از کویته پاکستان به کابل و افغانستان و از آنجا تا فرودگاه دبی ادامه پیدا می‎کند تا مساعدترین موقعیت برای دستگیری او فراهم آید. بهدلیل نگرانی از شنود و بهره برداری دشمن از ابزارهای الکترونیکی، هیچ پیام و کلامی با استفاده از رسانه های متداول تبادل نشده است. در فرودگاه دبی نیز یک تیم امنیتی اطلاعاتی ایران بدون برانگیختن هر نوع حساسیتی سوار پرواز دبی - بیشکک می‎شوند. ریگی به‎همراه نفر دوم گروه با نام کوچک حمزه و پنج محافظ قرقیزش نیز سوار هواپیمای خطوط «قرقیزستان ایر کمپانی» می‎شود. پرواز با 3 ساعت و 19 دقیقه تأخیر از فرودگاه دبی صوت میگیرد.
گفته شده است تیم امنیتی ایرانی که متشکل از چند مرد و زن از سربازان انقلاب اسلامی بود، در تأخیر هواپیما نیز بی تأثیر نبودند. پرواز با تأخیر صورت گرفت تا مقدمات بعضی کارها در تهران، اصفهان، بندرعباس و زاهدان فراهم شود. این احتمال وجود داشت که ریگی برای پنجمین بار به دلایل امنیتی سفر خود را لغو کند، ولی چنین نشد.
منابع تأیید نشده گفته اند: تماس تلفنی از دبی به بندرعباس دارای عبارتی با مفهوم ارسال ایمیلی به مقصد تهران بود و دقایقی بعد، جنوب کشور در وضعیت شکار قرار گرفت. مأموران امنیتی ایرانی با برخاستن پرواز هم فرودگاه دبی را ترک نکردند، چرا که احتمال بازگشت هواپیما به فرودگاه وجود داشت.
مأموران امنیتی ایران می‎کوشند خلبان این پرواز را متقاعد کنند که بدون اطلاع به خدمه پرواز و مسافران، در فرودگاهی در مرکز ایران فرود اضطراری کند، اما با عدم تمکین وی مواجه شده و خلبان پس از تماس با دوبی رسما از فرود سرپیچی میکند. اینکه چرا فرودگاه دبی به خلبان دستور عدم نشستن داده است خود علامت سئوال بزرگی است که باید در آینده رمزگشایی شود. معمولا در اینگونه مواقع هواپیماها بهسرعت فرود می آیند. لاجرم دو فروند هواپیمای اف-4 نیروی هوایی ارتش اقدام به ره‎گیری هواپیما کرده و خلبان را مجبور به پروازی طولانی در آسمان کشور میکنند و درنهایت او به واسطه اقدام قهرآمیز شکاری های ارتش مجبور به فرود در فرودگاهی در بندرعباس میشود. با احتساب مدت زمان 40 پرواز تا بندرعباس بامداد چهارم اسفند بوئینگ 737 حامل ریگی و همراهانش در بندرعباس می‎نشیند. منابع غیررسمی نقل کرده اند عملیات بی‎حس کردن ریگی با چنان سرعتی از سوی یکی از خانمها انجام می‎شود که فرصت هیچ واکنشی را نه به او، نه به نفر همراهش و نه به محافظانش نمی‎دهد. از آن مهمتر ریگی وقتی متوجه تغییر احوال خود میشود که دستبند بر دست داشته است و مأموری مراقب عدم اقدام او به خودکشی بوده است. محافظان قرقیز او حتی فرصت تغییر مکان خویش را هم پیدا نکردند. «ریگی از نحوه دستگیری‎اش بهت‎زده شده بود» این سخن را وزیر اطلاعات در جریان کنفرانس خبری‎اش به زبان آورد. خبر دستگیری ریگی، دنیا را بهت‎زده می‎کند. دیوید میلیبند این اتفاق را نشانه اقتدار اطلاعاتی ایران میداند. بلافاصله پس از عملیات، هواپیمای بیشکک - دبی از بندرعباس بلند می‎شود. ریگی و همراهانش توسط یک هواپیمای اختصاصی ارتش به تهران منتقل می‎شوند.
ریگی بر این باور بود، همان‎طور که بن لادن، به مرد نامریی دنیای تروریست‎ها تبدیل شده و «سیا» قادر به دستگیری او نیست، نیروهای اطلاعاتی ایران نیز نخواهند توانست مدل ایرانی بن‎لادن را دستگیر کنند.
وزیر اطلاعات اشراف اطلاعاتی ایران به منطقه را در قالب این جملات توضیح می‎دهد که این شرور، علاوه‎بر ارتباط با سرویسهای اطلاعاتی آمریکا، اروپا و اسراییل، با سرویسهای اطلاعاتی منطقه و برخی کشورهای اروپایی نیز در ارتباط بوده است.
وی در آوریل 2008، با فرمانده ناتو در افغانستان نیز دیدار داشته که در این دیدار، فرمانده ناتو پیشنهاد بلوچستان بزرگ را به ریگی داده است.
این فرمانده، همچنین عبدالمالک ریگی را به کمپ القاعده در کوه سرباز افغانستان برده است. این شرور همچنین در ماه ژوئن با هماهنگی و کمک انگلیس، به یکی از کشورهای اروپایی سفر کرده تا با گفتوگو با مسئولان این کشور اروپایی، نسبت به عملیات تروریستی و اهداف تروریستی در درون ایران مذاکراتی را بپذیرد.

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد