? علی مطهری پروژه عبور از شهید مطهری را کلید زد - سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ خامنه ای حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُــمْ خامنه ای
X
تبلیغات
رایتل

 

علی مطهری پروژه عبور از شهید مطهری را کلید زد

یکشنبه 22 آذر‌ماه سال 1388

 

هاشمی مظلوم است...احمدی نژاد افراطی! عذرخواهی کن!

علی مطهری که چند صباحی است گذشته خود را فراموش کرده برای چندمین بار ضمن حمله به دولت، رییس جمهور و دولت وی را متهم به افراطی گری کرد.
 


منبع:صراط


برادر زن رییس مجلس در مصاحبه ای با خبرگزاری اصلاح طلب "ایلنا" گفت: در حال حاضر افراطیون اصولگرا حاکم هستند و چون دولت در دست آنهاست، قدرت دارند. چراکه دولت مظهر قدرت است.سخنران جلسات هفتگی انصار حزب الله – در ابتدای دهه 80 – افزود: البته من دولتمردان را گروهی مستقل می‌دانم که نه اصلاح‌طلب هستند و نه اصولگرا. باید طرح عادلانه‌ای در این زمینه ارائه شود و افرادی طرح‌های آشتی عادلانه را ارائه کنند که واقعا به دنبال نزدیک‌کردن این دو طیف (اصولگرایان و اصلاح طلبانی که حجه الاسلام والمسلمین هاشمی را محور خود می دانند!) باشند.مطهری در پاسخ به سوالی که به افشاگری اخیر وزیر اطلاعات در مورد هاشمی‌رفسنجانی اشاره داشت و طی آن گفته شده بود ”سخنان هاشمی هم راستا با سران فتنه است“، گفت: منظور وزیر اطلاعات صحبت‌های اخیر آقای هاشمی بود که از نظر ایشان منجر به تحریک به اعتراض در آستانه 16 آذر شد. مطهری ضمن سانسور تحرکات بی سابقه حجه الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی پس از انتخابات اخیر همچون نوشتن نامه بدون سلام به رهبری، تهدید رهبری به کودتای خیابانی، دستور به کودتا توسط همسرش، حمایت از سران بازداشت شده فتنه ناکام اخیر، ملاقات با سران اغتشاشات 16 آذر (یک هفته قبل از اغتشاشات) و ... خاطرنشان کرد: البته باید به آقای هاشمی حق داد! چون در جریان انتخابات، ایشان مظلوم واقع شدند و اگرچه از آقای احمدی‌نژاد انتظار عذرخواهی داشتند، اما چنین نشد. وی به استناد آیه‌ای از قرآن تاکید کرد: هیچگاه مجاز نیستیم صدایمان را بلند کرده و دشنام بدهیم مگر آنکه حقی ضایع شده باشد. در حال حاضر نیز حق هاشمی ضایع شده است. مطهری از تز منتقدان و دلسوزان انقلاب مبنی بر حذف هاشمی از انقلاب خبر داد (!) و افزود: به نظر می‌رسد افراطیون به جای اجرای عدالت و ترمیم دلخوری‌های گذشته، قصد عذرخواهی ندارد و در قالب پروژه‌ای به دنبال حذف هاشمی از انقلاب است. البته وی با اعتراف به اینکه هاشمی هم آنچنان ساکت نبوده اصولگرایان را اینگونه تهدید کرد که "دستان هاشمی نیز برای برخورد با آنها بسته نیست و متقابلا اقداماتی خواهد داشت!"به گزارش صراط مطهری که از ادبیات نه چندان مودبانه ای در مخاطبه با دولت احمدی نژاد استفاده می کرد در پاسخ به این سوال موذیانه ایلنا که "آیا افراطیون تنها پروژه حذف هاشمی را در دستور کار خود دارد یا اینکه به دنبال حذف چهره‌های دیگری نیز هست؟" اظهار داشت: دولت، هاشمی را در راس مخالفان خود و صاحب قدرت می‌داند، به همین دلیل معتقد است اگر هاشمی را حذف کند راه برای "جولان دادنش" (!) باز می‌شود، مضاف بر اینکه به این ترتیب کسان دیگری که زیر سایه هاشمی هستند، خودبه‌خود تضعیف می‌شوند.
گفتنی است پدر فرد مذکور - که هویت او مدیون خوش نامی پدرش می باشد - در کتاب "جاذبه و دافعه علی (ع)" مطالبی نوشته بود که اظهارات اخیر وی نشانگر بی اطلاعی یا خدای ناکرده خصومت پسر با پدر است. پدری که حضرت امام (ره)‌ آثار او را بدون استثناء مفید معرفی کرده بودند. مرحوم شهید مرتضی مطهری خطاب به افرادی چون علی مطهری می نویسد:
انشعاب اسلامی از اینجا به وجود آمد که یک دسته که فقط ظاهر را مینگریستند و دیدشان آنقدر تیز بین نبود و عمق نداشت که باطن و حقیقت هر واقعهای را نیز ببینند . ظاهر را میدیدند و در همه جا حمل به صحت میکردند . میگفتند عدهای از بزرگان صحابه و پیرمردها و سابقهدارهای اسلام راهی را رفتهاند و نمیتوان گفت اشتباه کردهاند . اما دسته دیگر که اقلیت بودند در همان هنگام میگفتند شخصیتها تا آن وقت پیش ما احترام دارند که به حقیقت احترام بگذارند . اما آنجا که میبینیم اصول اسلامی به دست همین سابقهدارها پایمال میشود ، دیگر احترامی ندارند . ما طرفدار اصولیم نه طرفدار شخصیتها . تشیع با این روح به وجود آمده است . ما وقتی در تاریخ اسلام به سراغ سلمان فارسی و ابوذر غفاری و مقداد کندی و عمار یاسر و امثال آنان میرویم و میخواهیم ببینیم چه چیز آنها را وادار کرد که دور علی را بگیرند و اکثریت را رها کنند ؟ ، میبینیم آنها مردمی بودند اصولی و اصول شناس ، هم دیندار و هم دین شناس . میگفتند ما نباید درک و فکر خویش را به دست دیگران بسپریم و وقتی آنها اشتباه کردند ما نیز اشتباه کنیم . و در حقیقت روح آنان روحی بود که اصول و حقایق بر آن حکومت میکرد نه اشخاص و شخصیتها ! ما الان که علی و عمار و اویس قرنی و دیگران را با عایشه و زبیر و طلحه روبرو میبینیم ، مردد نمیشویم چون خیال میکنیم دسته دوم مردمی جنایت سیما بودند یعنی آثار جنایت و خیانت از چهرهشان هویدا بود و با نگاه به قیافهها و چهرههای آنان حدس زده میشد که اهل آتشند . اما اگر در آن زمان میزیستیم و سوابق آنان را از نزدیک میدیدیم شاید از تردید مصون نمیماندیم باید حقشناس و باطل شناس باشی نه اشخاص و شخصیت شناس ، افراد را - خواه شخصیتهای بزرگ و خواه شخصیتهای کوچک - با حق مقایسه کنی . اگر با آن منطبق شدند شخصیتشان را بپذیری و الا نه . در حقیقت، شیعه مولود یک بینش مخصوص و اهمیت دادن به اصول اسلامی است نه به افراد و اشخاص منطق اکثریت این بود که راه بزرگان و مشایخ اینست و بزرگان اشتباه نمیکنند و ما راه آنان را میرویم . منطق آن اقلیت این بود که آنچه اشتباه نمیکند حقیقت است بزرگان باید خود را بر حقیقت تطبیق دهند . از اینجا معلوم میشود چقدر فراوانند افرادی که شعارشان شعار تشیع است و اما روحشان روح تشیع نیست . مسیر تشیع همانند روح آن ، تشخیص حقیقت و تعقیب آن است و از بزرگترین اثرات آن جذب و دفع است. دفع و جذبی از سنخ جاذبه و دافعه علی ، زیرا شیعه یعنی کُپیهای از سیرتهای علی ، شیعه نیز باید مانند علی دو نیروئی باشد .(1)
-------------
(1) :
جاذبه و دافعه علی (ع) – ص 134 تا 137
نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد